تبليغاتX
صبح بخیر کوآلالامپور
صبح بخیر کوآلالامپور
یادداشت های روزانه ی هادی سجادی راد از کوآلالامپور مالزی

شاید اکثر ایرانیان مقیم مالزی در طی یکی دو ماه گذشته شایعات مربوط به ثبت نام برای دریافت تابعیت کشور مالزی و پاسپورت مالزیایی را شنیده باشند. شایعاتی که روز به روز بر دامنه ی آن افزوده شد و در بعضی موارد به شکل تبلیغات هم درآمد.

البته به نظر می رسد که موج این شایعات به اتباع ایران محدود نبوده و بسیاری از ملیت های پرشمار در مالزی همچون اتباع پاکستان و بنگلادش را نیز در برگرفته است.

اینگونه شایعات در نگاه اول برای همه ی شنوندگان از یکطرف مشکوک و از طرف دیگر اغوا کننده و تحریک آمیز است. معمولاً هدایت کنندگان اینگونه شایعات نیز با استفاده از تکنیک های مختلف تلاش می کنند تا ضمن حفظ جنبه تحریک آمیزی شایعه برای آندسته از پرسش هایی که ممکن است به ذهن مخاطبین برسد نیز جواب هایی دست و پا کنند.

اما بدون تردید آنچه که برای افراد پشت پرده در اینگونه شایعات مهم بوده و روی آن حساب باز می کنند طمع ورزی افراد و به همان میزان بی اطلاعی آنهاست و در این میان حس طمع ورزی از اهمیت بیشتری برخوردار است چراکه در موارد زیادی دیده می شود که حتی افراد مطلع نیز در اثر طمع کاری در دام افراد فریبکار افتاده اند.

اما نکته ای که من را واداشت که این مطلب را بنویسم تفاوت جایگاه ایرانیان با سایر ملیت های قربانی شده در این فریبکاری بزرگ است. با نگاهی گذرا بر دلایل حضور اکثریت ایرانیان مقیم مالزی متوجه می شویم که عواملی همچون ادامه تحصیل، سرمایه گذاری و بهره مندی از محیط آرام کشور مالزی برای زندگی مهمترین انگیزه های این افراد را تشکیل می دهد. اما اگر این عوامل را با انگیزش های غالب در بین اتباع کشورهایی همچون پاکستان و بنگلادش مقایسه کنیم بدون نیاز به تحلیل و آنالیزهای پیچیده به تفاوت های بنیادین بین آنها پی می بریم و اینجاست که به این سوال می رسیم که چرا افرادی تحصیل کرده و یا دارای موقعیت های اجتماعی مورد احترام به سادگی قربانی چنین فریبکاری هایی می شوند؟

شاید بی اطلاع فرض کردن ایرانیان قربانی این دسیسه در نگاه نخست توجیه مناسبی به نظر رسد اما اگر منطقی به قضیه نگاه کنیم بی اطلاعی در عصر حاضر و برای جامعه ی ایرانیان مقیم مالزی که اکثراً تحصیل کرده محسوب می شوند و با مد نظر قرار دادن این نکته که دسترسی آزاد به اطلاعات و اینترنت تقریباً برای همه در مالزی فراهم است دیگر چنین توجیهی به هیچ عنوان پذیرفته نخواهد بود.

در چنین شرایطی است که مهمترین عامل تاثیرگذار یعنی طمع ورزی این افراد خودنمایی می کند. طمع ورزی افرادی که یا به دنبال راهی برای تحقق رویاهای خود هستند و از این رهگذر از تمامی حقایق محیط اطراف خود چشم پوشی می کنند و یا طمع ورزی افرادی که برای رسیدن به پول های بادآورده به هر اقدامی اگرچه به قیمت قربانی شدن هموطنانشان دست می زنند.

در این مورد اخیر تا کنون تعدادی از هموطنان مقیم مالزی از طریق واسطه های مختلف به نوعی درگیر در این ماجرا شده اند. بر همین اساس در دیداری که با یکی از افسران  عالیرتبه پلیس مالزی در حوزه جرائم سازمان یافته داشتم از وی در همین مورد پرسیدم و جواب چیزی نبود جز یک لبخند!!! هر چند لبخند وی کاملاً گویا بود اما دوست داشتم اطلاعات بیشتری آنهم از زبان یک فرد کاملاً آگاه در این زمینه بشنوم و مشغول دست و پا کردن یک سوال درست و حسابی در ذهنم بودم که از من پرسید می تونم بدونم این موضوع را از کی شنیدی؟ من هم گفتم از یک دوست ایرانی و تا جایی که اطلاع دارم این دوست ایرانی هم این مطالب را به نقل از یک دلال مالایی مطرح می کرد. این را هم اضافه کردم که کار تا جایی پیش رفته است که برخی واسطه ها در فیس بوک هم به صورت علنی برای این موضوع تبلیغ می کنند.

بعد با کمی مکث پرسید: چقدر؟ که گفتم از 20 تا 100 هزار رینگیت!!!

چند دقیقه ای صحبت پیرامون همین موضوع ادامه پیدا کرد و خوشبختانه اطلاعات خوبی رد و بدل شد که قطعاً بیان بخش هایی از آن برای آگاه سازی فضای ذهنی هموطنان مقیم مالزی مفید خواهد بود.

عمده ترین موردی که در بین مباحث چندین بار روی آن تاکید شد این بود که این شایعه قطعاً یک نقشه فریبکارانه است. و اینکه مقام های امنیتی و پلیس مالزی شبکه فعال در این حوزه را شناسایی کرده اند و گویا یک سندیکای نیجریه ای که در زمینه جعل اسناد فعال است این ماجرا را برنامه ریزی و هدایت می کند.

نیروهای مرتبط با این سندیکا از طرفی با شایعه کردن مطالبی همچون محدود بودن زمان و ظرفیت برای ثبت نام سعی در تحریک کردن هرچه بیشتر مخاطبان داشته و از طرف دیگر با مطرح کردن توجیهاتی همچون در پیش بودن انتخابات سال آینده در مالزی و نیاز برخی جریان های سیاسی به رأی دهندگان بیشتر تلاش دارند تا مقامات عالیرتبه مالزی را ذینفع و پشتیبان این ماجرا جلوه داده و با این اقدام به افراد اطمینان دهند که تقلبی در کار نیست.

فارغ از تمام این دلائل، اگر مروری بر قانون شهروندی مالزی مصوب 1964داشته باشیم متوجه خواهیم شد که تابعیت مضاعف در مالزی به رسمیت شناخته نشده است. عدم رسمیت قانون تابعیت مضاعف در عرف حقوق بین الملل بدین معناست که افراد دارای تابعیت مالزیایی نمی توانند همزمان تابعیت کشور دیگری را داشته باشند. بر همین پایه افراد دارای تابعیت کشورهای دیگر نیز نمی توانند تابعیت کشور مالزی را به عنوان تابعیت دوم برگزینند.

بر اساس قوانین مالزی بالاترین سطح قابل اکتساب برای افراد خارجی، دریافت اقامت دائم (PR = Permanent Resident) در این کشور است که تابع مقررات خاص خود بوده و شاید تا حدودی از حوصله این نوشته خارج باشد اما پر واضح است که داشتن امتیاز اقامت دائم فقط به معنای اجازه حضور نامحدود در خاک یک کشور بوده و تحت هیچ شرایطی کارت شناسایی ملی و یا پاسپورت کشور محل اقامت به اینگونه افراد تعلق نمی گیرد.

امیدوارم که بیان این مطالب به آگاه شدن افکار عمومی هموطنان ایرانی مقیم مالزی منجر گردد و با هوشیاری همگان در زمان وارد عمل شدن پلیس مالزی برای برخورد با این سندیکای جعل اسناد نامی از ایرانیان به عنوان دست اندرکار و یا حتی قربانی این فریبکاری برده نشود و اسباب موج تبلیغاتی جدیدی برای بدنام کردن ایران و ایرانیان در رسانه های مالزی فراهم نگردد که اگر چنین اتفاقی بیافتد تیر خلاصی به هویت و جایگاه ایرانیان در مالزی خواهد بود. اتفاقی که به دلیل عدم آگاهی و طمع ورزی برخی هموطنان در ارتباط با سندیکاهای ترانزیت مواد مخدر افتاد و جامعه ایرانیان مقیم مالزی هنوز سایه سنگین آن را بالای سر خود حس می کند.

 

موضوع مطلب :
ارسال شده توسط هادی در ساعت 17:23 |
سلام

مدتی زیادی هست که فرصتی برای نوشتن پیدا نکردم ولی الان که برای چند دقیقه ای منتظر شروع شدن یک جلسه کاری هستم تصمیم گرفتم چند سطری بنویسم

جای همه ی دوستان خالی دیشب به مناسب میلاد امام رضا (ع) مراسمی در سفارت برگزار شده بود که توفیقی حاصل شد تا من هم بتونم در این مراسم شرکت کنم ولی چیزی که الان من رو واداشت شروع کنم به نوشتم این چند سطر موضوع صحبت سخنران این برنامه بود...

خوب مراسم به مناسبت میلاد امام رضا (ع) بود و توقع می رفت که محور همه ی برنامه ها و صحبت ها هم شخصیت یا زندگی یا اندیشه های امام رضا (ع) باشه که از قضا سفیر محترم در پایان صحبت هاش اشاره ای هر چند گذرا کرد اما جالب محور صحبت های سخنران اصلی این مراسم آقای بادامچیان بود که به تنها چیزی که ارتباط نداشت امام رضا (ع) بود... واقعاً برام جالب بود که ایشون بیش از هر چیز در مورد رضا شاه و پسرش محمد رضا صحبت کرد و اگرچه بعضی مطالب واسه من جدید بود امّا دریغ از یک حرف مرتبط با عنوان مراسم!!!

با وجود احترامی که برای ایشون قائل هستم اما ناگفته نماند که بعضی استدلال های ایشون بیشتر به درد چهار دانش آموز مناطق محروم می خورد و نه جمع دانشجویان خارج از کشور که اکثراً هم در مقاطع فوق لیسانس و دکترا مشغول به تحصیل هستند!!!

موضوع مطلب :
ارسال شده توسط هادی در ساعت 15:59 |

By Mohammed J. Herzallah

It’s no secret that if Iran gets close to acquiring nuclear weapons, Israel could launch a preemptive attack. And Israel, with the highest per capita defense spending in the world, probably has the right hardware for the job; indeed, its arsenal far outstrips Iran’s. But it’s a different story in cyberspace, where Israel’s superiority is more in question. In recent years, cyber-attacks by Iran and its allies have become a major risk to Israeli computer systems. One notable example: the sophisticated cyber-operation during Israel’s military incursion into Gaza earlier this year. At the peak of the attack, Israeli government sites received 15 million junk-mail deliveries per second from at least half a million computers. The Web site for the Home Front Command, which instructs citizens how to protect themselves from rocket attacks, temporarily went dark, as did dozens of other government sites, including one for Israel’s secret service. Such cyber-operations are capable of disrupting vital communication channels between authorities and the public, which could lead to serious problems during emergencies. In fact, the Technolytics Institute, a U.S.-based think tank specializing in cybersecurity, ranks Iran as one of the top five cyber-threats in the world, with capabilities comparable to those of China and Russia. That’s not to say that Israel, home to some of the world’s leading high-tech companies, is defenseless. But the digital battlefield looks a lot more even than the real one.

source : Newsweek

جالب هست که این خبر به دلایل نامعلوم و به طور کامل از سایت نیوز ویک حذف شده است

موضوع مطلب :
ارسال شده توسط هادی در ساعت 21:19 |