خوب الان که دارم این پست رو مینویسم پاسی از نیمه شب گذشته...

امروز دومین امتحان فاینال رو پشت سر گذاشتم که مربوط به درس تئوری های ارتباطات و جنگ روانی بود.

استاد ارجمند ما هم که نصف کلاس ها رو این ترم کنسل کرده بود به این امید که روزی کلاس جبرانی برگزار کنه واسه شاد کردن دل ما هم که شده از خیر امتحان کتبی گذشت و اعلام کرد که هر کدوم از دانشجو ها یه پرزنتیشن - به معنای ارائه مطلب برای حاضرین در کلاس - ارائه کنند و قرار بر این شد که با الگو برداری از تئوری های تدریس شده یک واقعه منتخب از محیط پیرامون رو تشریح کنیم.

 

بنده حقیر هم که اصلاً از منظور این استاد که البته دین دانشکده هم هستند - دین دانشکده به معنای رئیس دانشکده می باشد - سر در نیاورده بودم تا دیروز هر چی که به دامن این همکلاسی های بی بخار چنگ انداختم چیزی دستگیرم نشد و هر بار که از این از خدا بی خبر ها پرسیدم که بابا تو رو خدا یکی یه توضیح بده ببینم ما باید واسه این پرزنتیشن چه کار کنیم جواب درستی در کار نبود و طبق معمول از هر کدومشون پرسیدم همون جواب همیشگی رو داد که بله ما هم کامفیوز کردیم - همون گیج زدن خودمون هست -

 

بدین اوصاف ما در ۲۴ ساعت منتهی به کلاس امروز تمام زندگیمون - منظورم اینترنت هست - رو گذاشتیم کنار و چسبیدم به جمع کردن مطلب ( حالا مگه مطلب پیدا میشد)

پیدا نشدن مطلب هم از این بابت بود که موضوعی که من انتخاب کردم " تحلیل فعالیتهای تبلیغاتی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۲۰۰۵ بر اساس نظریه برجسته سازی" بود

این نظریه رو اگر فرصت شده توی یه پست جداگانه توضیح خواهم داد و این رو هم بگم که در هر رشته ای آدم تا مطلب رو بویژه مطالب تئوریک رو حداقل یه بار به فارسی مطالعه نکنه کامل متوجه نمی شه.

خوب دیگه یواش یواش برم بگیرم بخوابم چون فردا صبح قرار هست به اتفاق سعید (هم اتاقی من) و پانته آ خانوم ( از هم دانشگاهی های بنده ) بریم سفارت عربستان واسه ثبت نام حج تمتع.دعا کنید کارمون جور بشه واسه رفتن حج.

پس تا بعد...