از امروز تصمیم گرفتم که بیشتر شخصی بنویسم

تا به امروز خیلی کم روزمره نویسی کردم که خوب دلایل زیادی داره و یکی از مهمترین دلایلش این هست که من قبلا روحیه ی محافظه کارانه ای داشتم ولی در طی چند سال گذشته تلطیف این روحیه رو حس می کنم ولی تا افکار آدم به فعل تبدیل بشه یک کم زمان می بره.

دلیل دوم این هست که حقیقتاً با مشکل کمبود وقت و شاید هم بشه گفت عدم مدیریت زمان مواجه بوده و هستم. در واقع کار زیاد سرم ریخته ولی شاید اگر بهتر زمانم رو مدیریت کنم بشه بهتر استفاده کرد.

اصولاً  آدم پر حوصله ای هستم و همین خصلت در کنار مزایای بسیاری که داره بعضی وقت ها مشکل ساز میشه.

الان هم که شروع کردم به نوشتن شاید به این دلیل باشه که تقریبا ۳ هفته ای هست که شدیداً دپرس شدم و برگشتن یکی از دوستان نزدیکم به ایران هم مزید بر علت شده تا روزهای سخت تری رو بگذرونم.

یه جورایی حس می کنم روزهای زندگی ام به تکرار رسیده ولی خدا رو شکر که به سکون نرسیده ام چون اگر حرکتی در کار باشه امیدی به گشایش هست اما در سکون...

در طی بیش از یک سال که در مالزی هستم این دومین بار هست که اینجوری اوضاع روحی من بهم ریخته و راه چاره ای هم نمی بینم.

یا رب از ابر محبت برسان بارانی....